لطفاً تفسیر آیه ۱۱ سوره جن را توضیح دهید؟

پاسخ اجمالی

قرآن کریم در آیات ۱۱، ۱۴ و ۱۵ سوره جن به تقسیم و دسته‌بندی جنیان از نظر اعتقاد و عمل اشاره می‌کند و می‌فرماید: «وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا دُونَ ذلِکَ کُنَّا طَرائِقَ قِدَداً». «وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِکَ تَحَرَّوْا رَشَداً». «وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَکانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً»؛ در میان ما، افرادى صالح و افرادى غیر صالح‌اند و ما گروه‌‏هاى متفاوتى هستیم. گروهى از ما تسلیم [فرمان‌‏ها و احکام‏] خدایند، و برخى منحرف‏‌اند، پس کسانى که تسلیم شدند در صدد یافتن حقیقت و راه مستقیم‌‏اند، ولى منحرفان هیزم دوزخ‌‏اند.
در آیه اول جنیان را از زبان خود آنان به گروه صالحان و غیر صالحان تقسیم می‌کند.
کلمه «صلاح» به معناى شایستگى است، در مقابل کلمه «طلاح» که به معناى ناشایستگى است.[۱]
مراد از «دون ذلک» برخی می‌گویند به معنای رتبه‌اى پایین‌‏تر و نزدیک به رتبه صالحان است.[۲] اما برخی می‌گویند ظهور آیه این است که کلمه «دون» به معناى غیر است؛ یعنی جنیان خواسته‏‌اند بگویند: بعضى از ما صالح‌اند، و بعضى دیگر غیر صالح.[۳] این معنا می‌تواند از جمله – کُنَّا طَرائِقَ قِدَداً؛ ما داراى مسلک‌‏هاى متفرق بودیم – استفاده شود. و این عبارت بر تفرقه و تشتت دلالت دارد. کلمه «طرائق» جمع طریقه است که به معناى روش‌‏هایى است که مورد عمل واقع شده باشد.
واژه «قدد» جمع «قده» است که از مصدر «قد» به معناى قطعه است. اگر طرائق را به قدد توصیف کرده، به این مناسبت بود که هر یک از آن طریقه‌‏ها جدا و بریده از طریقه دیگر است، و سالک خود را به هدفى غیر هدف دیگرى مى‌‏رساند.[۴]
البته در معنای صالحون برخی می‌گویند: ظاهرا مراد از کلمه «الصالحون» صالحان به حسب طبع اولى است؛ یعنی آنهایى که در معاشرت و معامله، طبعاً اشخاصى سازگارند، نه صالحان به حسب ایمان؛ به دلیل آن‌که اگر منظور از صالحان، صلاحیت بر حسب ایمان بود، مناسب‏‌تر آن بود که این آیه بعد از آیه «وَ أَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدى‏ آمَنَّا بِهِ …»[۵]قرار گیرد، که در آن سخن از ایمان آوردن بعد از شنیدن هدایت بود.
اما در تقسیم دیگر در مورد جنیان می‌فرماید: «وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ».
مراد از کلمه «مسلمون» این است که ما تسلیم امر خداییم؛ لذا مسلمون کسانی هستند که امر خود را تسلیم خدا کردند؛ یعنی هر چه خدا بخواهد و دستور دهد مطیع او هستند.
منظور از کلمه «قاسطون» کسانی هستند که میل به سوى باطل دارند. «قاسط» به معناى عدول کننده از حق است، بر خلاف کلمه «مقسط» که به معناى عدول کننده به سوى حق است.[۶]
بنابر این معناى آیه این است که ما گروه جنیان به دو طایفه تقسیم می‌شویم: یک طایفه آنهایى که تسلیم امر خدا و مطیع او هستند، و طایفه دیگر کسانى که از تسلیم شدن براى امر خدا – با این‌که حق است – عدول کرده و منحرف شده‌‏اند.
کلمه «تحرى» در جمله «فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِکَ تَحَرَّوْا رَشَداً» در مورد هر چیزى استعمال شود، به معناى گشتن براى یافتن آن است؛ لذا معناى جمله چنین است: کسانى که تسلیم امر خدا شدند، آنها در صدد یافتن واقع و پیدا کردن حق بر آمدند.
قرآن کریم در ارتباط با سرانجام منحرفان از اجنه می‌فرماید: «أَمَّا الْقاسِطُونَ فَکانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً»؛ و اما منحرفان هیزم جهنم‌اند و در دوزخ با سوختن معذب مى‌شوند، و جانشان مشتعل می‌گردد. دقیقاً مانند منحرفان از انس که فرمود: «فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ»؛[۷] بترسید از آتشى که هیزمش بدن‌هاى مردم (و سنگ‌ها) است.[۸]

 

  منبع: اسلام کوئست


[۱]. قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج ‏۴، ص ۱۴۱، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ ششم، ۱۳۷۱ش.

[۲]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج ‏۱۰، ص ۵۵۹، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.

[۳]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۲۰، ص ۴۴، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.

[۴]. همان.

[۵]. جن، ۱۳.

[۶]. فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ‏۳۰، ص ۶۷۱، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱۰، ص ۵۵۹.

[۷]. بقزه، ۲۴.

[۸]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۲۰، ص ۴۶.