طبق آیه ۳۲ سوره انعام، زندگی عاقلانه در دنیا چگونه است؟

پاسخ اجمالی

زندگی عاقلانه در دنیا این است که انسان از امکاناتی که خداوند در اختیارش قرار داده، برای رسیدن به تکامل و سعادت دو جهان استفاده کند، نه آن‌که تمام همت و تلاش خویش را صرف دنیا کرده و از آخرت غافل بماند که در این صورت دچار خسران و ضرر بزرگ شده است. انسان‌های پرهیزکار از مظاهر دنیا به حداقل اکتفا نموده و تمام سعی و کوشش آنان به زندگی آخرت معطوف است که آن‌جا سرای جاوید و ابدی است.
 

پاسخ تفصیلی

قرآن کریم در توصیف زندگی دنیا می‌فرماید: «وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَهُ خَیْرٌ لِلَّذینَ یَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُون»؛[۱] زندگى دنیا، چیزى جز بازى و سرگرمى نیست! و سراى آخرت، براى آنها که پرهیزکارند، بهتر است، آیا نمى‌‌‏‌اندیشید؟!
این آیه در حقیقت ادامه آیه قبلی است که در آن به بیان زندگی دنیوى و اخروى و مقایسه بین آن‌دو پرداخته است. در آیه قبل به خسران و زیان منکران معاد و رستاخیز اشاره کرده، می‌فرماید: «آنها که ملاقات پروردگار را انکار کردند مسلما گرفتار زیان شدند». سپس براى بیان موقعیت زندگى دنیا در برابر زندگى آخرت چنین مى‌‏گوید: «زندگى دنیا چیزى جز بازى و سرگرمى نیست»؛ زیرا که این زندگى چیزى جز یک سلسله عقاید اعتبارى و اهداف موهوم نیست، و چون «لعب» هم عبارت است از سرگرمى به موهومات، بنابر این دنیا نیز یک نوع «لعب» خواهد بود.

 

و از آن‌جا که زندگی دنیوی انسان را از اهداف والای حیات اخرویش که حیات حقیقى و دائمى است بازمى‏‌دارد، و لهو هم چیزى است که آدمى را از اهداف مهمش غافل می‌کند، در نتیجه دنیا هم نوعى لهو است.
به بیان دیگر، تشبیه زندگى دنیا به بازى و سرگرمى از این نظر است که بازی‌ها و سرگرمی‌ها معمولاً کارهاى توخالى و بى‌اساس‌اند که از متن زندگى حقیقى دورند، نه آنها که در بازى پیروز مى‌‏‌شوند، پیروزند و نه آنها که شکست مى‏‌خورند، شکست خورده‌اند؛ زیرا پس از پایان بازى همه چیز به جاى خود بازمى‌‏گردد. بسیار دیده مى‌‏شود که کودکان دور هم مى‌‏نشینند و بازى را شروع مى‏‌کنند؛ یکى را «امیر» و دیگرى را «وزیر» و… اما ساعتى نمى‌‏گذرد که نه خبرى از امیر است، نه وزیر. یا در نمایشنامه‏‌هایى که به منظور سرگرمى انجام مى‌‏شود صحنه‌‏هایى از جنگ یا عشق یا عداوت مجسم مى‌‏گردند، اما پس از ساعتى از هیچ‌کدام خبری نیست.

 


دنیا به نمایشنامه‏‌اى مى‌‏ماند که بازیگران آن، مردم این جهان‌اند، و گاه این بازى کودکانه حتى عاقلان و افراد فهمیده را به خود مشغول مى‌کند، اما چه زود پایان این سرگرمى و نمایش اعلام مى‌‏گردد.
بنابر این آنها که تنها به دنیا دل بسته‌‏اند و جز به آن فکر نمی‌کنند، در حقیقت کودکان هوس‌بازى هستند که یک عمر به بازى و سرگرمى پرداخته و از همه چیز بى‌‏خبر مانده‌‏اند!.

 


قرآن کریم، سپس زندگانى سراى دیگر را با زندگی دنیا مقایسه کرده می‌فرماید: «سراى آخرت براى افراد با تقوا بهتر است، آیا اندیشه و تعقل نمى‌‏کنید؟!؛ زیرا حیاتى است جاویدان و فناناپذیر، در جهانى وسیع‌تر و سطح بسیار بالاتر، در عالمى که سر و کار آن با حقیقت است نه مجاز؛ و با واقعیت است نه خیال؛ در جهانى که نعمت‌هایش با درد و رنج آمیخته نیست، و سراسر نعمت خالص است بى‏‌درد و رنج. به بیان دیگر، چرا سرای آخرت خیر است آن هم تنها براى پرهیزکاران؟ دلیلش این است که زندگی آخرت حیاتى است حقیقى و ثابت، و درک این واقعیات، با توجه به مظاهر فریبنده دنیا، براى غیر اندیشمندان ممکن نیست؛ لذا روى سخن در پایان آیه به چنین افراد شده است. و چنین حیاتى جز براى متقین دست نمى‌‌‏دهد؛ از این جهت فرمود: «براى متقین خیر است».
هشام بن حکم، از امام موسى بن جعفر(ع) نقل می‌کند: «اى هشام خداوند عاقلان را اندرز داده و نسبت به آخرت علاقه‌مند ساخته است. فرمود زندگى دنیا جز بازى و سرگرمى نیست، و سراى آخرت براى افراد با تقوا بهتر است، آیا فکر و عقل خود را به کار نمى‌‏اندازید؟[۲]

 


گفتنی است؛ هدف این آیه و آیات مشابه، مبارزه با وابستگى و دلبستگى به مظاهر جهان ماده و فراموش کردن هدف خلقت است. یعنی این آیات در صدد مبارزه با موانع رسیدن انسان به قرب الی الله هستند. کسانی که برای زندگى دنیا و به دلیل دلبستگی به مال و مقام، آخرت و بازگشت به سوی خدا را تکذیب کردند، و به حکم «حب الدنیا رأس کل خطیئه»،[۳] رسالت پیامبران را انکار کردند و در برابرشان به مبارزه برخاستند، و گرنه آنها که دنیا را وسیله‏اى براى سعادت قرار داده‌‏اند، در حقیقت جست‌وجوگران آخرت‌اند، نه دنیا. بنابر این زندگی عاقلانه در دنیا این است که انسان از امکاناتی که خداوند در اختیارش قرار داده، برای رسیدن به تکامل و سعادت دو جهان استفاده کند، نه آن‌که همه همت و تلاش خویش را صرف دنیا کند و از آخرت غافل بماند که در این صورت دچار خسران و ضرر بزرگ شده است. انسان‌های پرهیزکار هر چند که از نعمت‌های پروردگار در دنیا بهره‌مند می‌شوند، اما از دنیاطلبی حداکثر پرهیز و دوری را دارند و تمام سعی و کوشش آنان به زندگی آخرت معطوف است که آن‌جا سرای جاوید است: (ولى هنگامى که) به پرهیزکاران گفته مى‌‏شد پروردگار شما چه چیز نازل کرده است؟ مى‌‏گفتند: خیر (و سعادت) (آرى،) براى کسانى که نیکى کردند، در این دنیا نیکى است و سراى آخرت از آن هم بهتر است و چه خوب است سراى پرهیزکاران.[۴]

 

منبع:اسلام کوئست


[۱]. انعام، ۳۲.

[۲]. عروسى حویزى، عبد على بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، تحقیق، رسولى محلاتى، سید هاشم، ج ‏۱، ص ۷۱۱، اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ق. «فی أصول الکافی بعض أصحابنا رفعه عن هشام بن الحکم قال: قال لی أبو الحسن موسى بن جعفر علیه السلام: یا هشام ان الله وعظ أهل العقل و رغبهم فی الاخره فقال: وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَهُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ».

[۳]. منسوب به جعفر بن محمد علیه السلام (امام ششم)، مصباح الشریعه، ص ۱۳۸ اعلمی، بیروت، چاپ اول، ۱۴۰۰ق.

[۴]. نحل، ۳۰٫ «وَ قیلَ لِلَّذینَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قالُوا خَیْراً لِلَّذینَ أَحْسَنُوا فی‏ هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَهٌ وَ لَدارُ الْآخِرَهِ خَیْرٌ وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقینَ».