لطفاً تفسیر آیه ۳۸ سوره فاطر را بیان کنید؟ و معنای «علیم بذات الصدور» در این آیه را بیشتر توضیح دهید.

پاسخ اجمالی

علم پروردگار به آسمان‌ها و زمین و آنچه در قلب‌ها می‌گذرد(ذات الصدور)، نکته‌ای است که در قرآن کریم، بارها به آن اشاره شده است. به عنوان نمونه، آیه ۳۸ سوره فاطر در این زمینه می‌فرماید:
«
إِنَّ اللهَ عالِمُ غَیْبِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُور»؛ خداوند از غیب آسمان‌ها و زمین آگاه است، و آنچه را در درون دل‌ها است مى‏داند.
این آیه خطاب به انسان‌ها می‌گوید؛ خدای متعال علاوه بر آنچه در نزد شما ظاهر و هویدا است، از آنچه در آسمان‌ها و زمین از نظر شما غایب و پوشیده است، همچنین آنچه را که در دل خود پنهان دارید از ایمان، کفر، خاطرات شیطانى و … تماماً در احاطه علم ازلى خداى تعالى ظاهر و هویدا خواهد بود.
این آیه در صدد پاسخ‌گویی به تقاضایى از کفار و مشرکان در دوزخ است که خواستار بازگشت به دنیا هستند. آن‌جا که فریاد می‌زنند: «پروردگارا! ما را خارج کن تا عمل صالحى انجام دهیم، غیر از آنچه انجام مى‏دادیم».[۱]
در حقیقت، مفهوم «إِنَّ اللهَ عالِمُ غَیْبِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»، دلیلى است بر مفهوم «إِنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُور»؛ یعنى چگونه ممکن است خداوند از اسرار درون دل‌ها بی‌خبر باشد، در حالی‌که تمام اسرار زمین و آسمان و غیب عالم هستى براى او آشکار است؟
او می‌داند اگر به درخواست دوزخیان پاسخ مثبت داده شود و آنان به دنیا برگردند، باز همان اعمال گذشته را ادامه خواهند داد. همان‌گونه که در آیه دیگر صریحاً آمده است: «وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ»؛[۲] اگر باز گردند به سراغ همان کارهایى می‌روند که از آن نهى شده بودند، آنها دروغ می‌گویند.
این آیه در حقیقت هشدارى است به همه مؤمنان که در اخلاص نیات خویش به کوشند و جز خدای متعال کسى را در نظر نداشته باشند، که اگر کمترین ناخالصى در نیت و انگیزه آنها باشد، او که از همه غیب‌ها آگاه است آن‌را می‌داند و بر طبق آن جزا می‌دهد؛ با انسان بر اساس آنچه در باطن نهفته دارد، از عقاید و اعمال، معامله می‌کند، و بر طبق آن محاسبه می‌نماید، چه این‌که ظاهر انسان با باطنش مطابق باشد، یا مخالف.[۳]
این آیه حاوی دو نکته اساسی است.
۱ – عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُور: منظور از «ذات الصدور» چیست؟ در آیات بسیارى از قرآن کریم این جمله (عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ) تکرار شده است.
واژه «ذات» که مذکر آن «ذو» بوده، در اصل به معناى «صاحب» آمده است. اما فلاسفه و اصحاب معانی آن‌را به معنای حقیقت و گوهر اشیاء – چه جوهر باشد یا عرض – به کار می‌برند. البته این اصطلاح در کلام عرب وجود ندارد.[۴]
مفهوم «ذات الصدور» این است که خداوند از صاحب و مالک دل‌ها با خبر است، این جمله کنایه از عقاید و نیات انسان‌ها است؛ چرا که اعتقادات و نیات هنگامى که در دل مستقر شوند، گویى مالک قلب انسان می‌گردند و بر آن حکومت می‌کنند، و به همین دلیل این عقاید و نیات صاحب و مالک دل انسان محسوب می‌شود.[۵]
۲ – هیچ راه بازگشتى وجود ندارد: بیقین قیامت و زندگى بعد از مرگ یک مرحله تکاملى نسبت به دنیا است، و بازگشت از آن به این جهان معقول نیست. آیا انسان می‌تواند به دیروز باز گردد؟! آیا نوزاد می‌تواند به دوران جنینى باز گردد؟ و آیا میوه‌‏اى که از شاخه درخت جدا شده امکان دارد به شاخه برگردد؟ به همین دلیل بازگشت به دنیا براى اهل آخرت ممکن نیست.
گذشته از این، بر فرض چنین بازگشتى امکان پذیر باشد، مسلماً انسان فراموش‌کار به همان روش پیشین خود ادامه خواهد داد. چنان‌که در آیه ۲۸ سوره انعام اشاره شد که قرآن صریحاً چنین اشخاصى را تکذیب کرده، و می‌گوید اگر باز گردند، همان برنامه پیشین را ادامه خواهند داد.[۶]

 

اسلام کوئست


[۱]. فاطر، ۳۷.

[۲]. انعام، ۲۸.

[۳]. ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱۸، ص ۲۷۷- ۲۷۸، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.

[۴]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص ۳۳۳، دمشق، بیروت، دارالقلم‏، الدار الشامیه، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.

[۵]. فخرالدین رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ‏۲۶، ص ۲۴۴، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.

[۶]. تفسیر نمونه، ج ‏۱۸، ص ۲۸۰.