مراد از کم بودن میوه در سوره بقره آیه ۱۵۵ چیست؟ آن‌را تبیین فرمایید؟

پاسخ اجمالی

برخی از مفسران معتقدند؛ منظور از نقص ثمرات از بین رفتن میوه‌‏هاى درختان و کمبود زراعت و گیاهان است؛ مؤمنان به دلیل درگیر بودن در نبردها و جهاد با دشمن، از رسیدگی به باغ‌ها و مزارع بازمی‌ماندند و یا به آفات و بلایای طبیعی محصولات آنان از بین می‌رفت.
برخى نیز می‌گویند؛ منظور از نقص ثمرات فرزندان است؛ زیرا فرزند میوه دل انسان است؛ و نقص فرزندان و کم‌شدن مردان و جوانان با جنگ که در آیه قبل مطرح شده مناسب‌تر است، تا نقص میوه‌‏هاى درختان.
عده‌ای برآنند که نقص ثمرات شامل هر گونه بهره‌‏هاى زندگى، اعم از کشت و زرع، میوه‌‏ها و فرزندان می‌شود که از آثار بهم خوردن امنیت عادى و حالت بسیج عمومی، دفاع و جهاد است.
 

پاسخ تفصیلی

۱ – یکى از سنت‌هاى خدا در مورد بشر این است که او را همواره مورد آزمایش قرار می‌دهد. این حقیقت از آیات متعدد قرآن استفاده مى‏شود، از جمله آیه: «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ»؛[۱]بیقین همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، و کاهش در مال‌ها، جان‌ها و میوه‌‏ها، آزمایش می‌کنیم و بشارت ده به استقامت‌‏کنندگان.
این آیه می‌فرماید خداوند به مقدارى از ترس نه ترس همیشگى، همچنین به مقدارى از گرسنگى و مقدارى از نقصان اموال و نفوس و ثمرات امتحان می‌کند. خداوند این نکته را از آن جهت یادآور شد که مؤمنان، خود را براى تحمّل مشکلات و مشقت‌هایى که در راه کمک به پیامبر اسلام(ص) پیش می‌آمد آماده کنند؛ علت ترس آن بود که دشمنانى از مشرکان همواره قصد اذیّت آنان را داشتند و علّت گرسنگى نیز آن بود که در نتیجه درگیر بودن با جهاد در راه خدا به معاش و اقتصاد آنها لطمه بزرگى وارد می‌آمد. گذشته از این حتی لازم بود براى تأمین بودجه جهاد، از مال خود انفاق کنند.[۲]

۲ – در وجه مصلحت و لطف این آزمایش‌ها دو دیدگاه وجود دارد:

۱ – ۲ – کسانى که بعد از آنها به وجود می‌آیند هنگامى که با این نوع پیش آمدها و مشکلات برخورد می‌کنند بدانند که اینها دلیل پستى مقام انسان نیست؛ زیرا این امور براى اصحاب پیامبر اسلام(ص) که از لحاظ مقام و منزلت از آنها بالاتر بوده‌‏اند نیز پیش آمده است.

۲- ۲ –  هنگامى که کفّار مشاهده کنند، مؤمنان در راه یارى پیامبر(ص) در عین حال که با این نوع مشکلات و مشقت‌ها مواجه هستند، از یارى او صرف نظر نمی‌کنند، بلکه همچنان با جان و مال به پشتیبانى و یارى خود ادامه می‌دهند، از این جریان پى می‌برند که آنان یقین و معرفت کامل به حقانیّت دین اسلام پیدا کرده‌‏اند و همین موضوع موجب می‌گردد که خود کفّار نیز به دین اسلام توجّه کنند و بالأخره در ردیف مسلمانان درآیند.[۳]

۳ – گفتنی است که اولاً: امتحان الهى به دو صورت انجام می‌گیرد: گاهى با کمبودها و بلاها و گاهى با افزایش نعمت و خوبی‌ها، چنان‌که می‌فرماید: «وَ نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَهً»؛[۴]شما را به شر و خیر امتحان می‌کنیم.
منظور از شرّ، مصیبت‌ها و ناراحتی‌ها است که نمونه‌‏هایى از آن در آیه مورد بحث بیان شده است. و منظور از خیر نعمت‌هاى گوناگون؛ مانند علم، ثروت، قدرت و … است.

 

ثانیاً: چنین نیست که امتحان الهى در طول عمر فقط یک‌بار صورت گیرد، بلکه همواره در زندگى تکرار می‌شود: «أَ وَ لا یَرَوْنَ أَنَّهُمْ یُفْتَنُونَ فِی کُلِّ عامٍ مَرَّهً أَوْ مَرَّتَیْنِ»؛[۵] آیا نمی‌بینند که آنها سالى یک‌بار و یا دو بار امتحان می‌شوند؟

 

ثالثاً: امتحان الهى عمومى است و شامل همه افراد می‌شود و این یک قانون کلى است و استثنا ندارد؛ لذا همه افراد بشر به نحوى مورد آزمایش قرار می‌گیرند. خداوند حتى پیامبران خود را هم مکرر مورد امتحان قرار داد، آزمایش‌هایی به مراتب سخت‌‏تر از امتحان افراد معمولى است؛ مانند در آتش انداختن حضرت ابراهیم(ع)، دستور به ذبح فرزندش اسماعیل(ع). قرآن کریم می‌فرماید: «وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَیْمانَ»؛[۶]همانا سلیمان را امتحان کردیم.

 

رابعاً: آمدن پیامبران براى همه افراد چه آنهایى که ایمان آورده‏‌اند و چه آنهایى که ایمان نیاورده‌‏اند، مایه امتحان است، ولى افراد با ایمان امتحان دیگرى هم دارند. چنان‌که می‌‏فرماید: «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ»؛[۷] آیا مردم گمان می‌کنند با گفتن این‌که ایمان آورده‌‏ایم رها می‌شوند و مورد امتحان قرار نمی‌گیرند؟

 

۴ – با توجه به آنچه که بیان شد، در آیه مورد بحث طبق صریح قرآن، خداوند بندگان خود را با پنج چیز امتحان می‌کند:[۸] ترس، گرسنگى، کاستى در اموال، کاستى در جان‌ها و کاستى در میوه‌‏ها.
خداوند در این آیه مؤمنان را مورد خطاب قرار می‌دهد و اظهار می‌دارد که شما را با چیزى از این پنج مورد امتحان خواهیم کرد و با ذکر این مطلب آنها را براى مقابله با مشکلاتی که در پیش دارند آماده می‌کند تا بدانند که در جهت یارى پیامبر و دین حق گرفتاری‌هایی خواهند داشت که همه آنها امتحان‌هاى خداوند است. آن‌گاه در پایان آیه به کسانى که در راه این مشکلات صبر کنند مژده خیر می‌دهد. سپس به آنها یاد می‌دهد که به هنگام رسیدن بلا، از نظر روحى چه واکنشى نشان دهند.[۹]

۵ –  شاید سرّ این‌که اولین مورد از چیزهایی که انسان به سبب آن امتحان می‌شود ترس اعلام شده، نظر به همان ترس از فقدان یکى از این امور سه‌‌‏گانه(جان، مال و فرزند) است که قبل از وقوع آنها انسان همیشه می‌ترسد که مبادا آسیبى به آنها برسد.
در مرتبه دوم گرسنگى است که در اثر فقر پدید می‌آید.
مرتبه سوم نقص مال است که البته، فقدان مال بسیار ناگوار است، بویژه برای ثروت‌مندان هنگامی که دچار فقر گردند.
و در مرتبه چهارم آفات نفسانى است که از زخم خوردن در میدان نبرد و جهاد فى سبیل اللَّه است تا دچار شدن به بیماری‌ها.[۱۰]
اما در مورد پنجمین ابزار امتحان که نقص ثمرات باشد، و منظور از آن چیست، مفسران در مجموع چند احتمال مطرح کرده‌اند.

۱ – بعضى گفته‌‏اند مراد از نقص ثمرات، از بین رفتن میوه‌‏هاى درختان و کمبود زراعت و گیاهان است.[۱۱] و علّت نقصان میوه‌‏ها این بود که مؤمنان به دلیل اشتغال به جهاد و نبرد با دشمنان، از تعمیر باغ‌ها و مزارع باز می‌ماندند.[۱۲] و یا آنکه مراد، تلف شدن محصولات به آفات و بلایای طبیعی و آسمانی است.[۱۳]

۲ – برخى می‌گویند: منظور از کاهش ثمرات، ازدست‌دادن فرزندان است؛ زیرا فرزند میوه دل انسان است.[۱۴] و چون نقص فرزندان و کم شدن مردان و جوانان با جنگ که در آیه قبل مطرح شده، مناسب‌تر است تا نقص میوه‌‏هاى درختان.[۱۵]

۳ – برخی هم معتقدند؛ نقص ثمرات، شامل هر گونه بهره‌‏هاى زندگى؛ مانند کشت و زرع، میوه‌‏ها، فرزندان و … می‌شود که از آثار بهم خوردن امنیت عادى و حالت بسیج عمومی و دفاع و جهاد است. کسانی که باید نظامات جهل و ستم را واژگون کنند و زنجیرهاى اسارت را از ملل بردارند، باید از چنین آزمایش‌هاى سخت مانند پولاد آب دیده بیرون آیند و از دیگران خالص و متمایز گردند.[۱۶]

 

منبع:اسلام کوئست


[۱]. بقره، ۱۵۵.

[۲]. ر. ک: طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج ‏۱، ص ۴۳۵- ۴۳۶، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.

[۳]. همان، ص ۴۳۶ .

[۴]. انبیاء، ۳۵.

[۵]. توبه، ۱۲۶.

[۶]. ص، ۳۴.

[۷]. عنکبوت، ۲.

[۸]. البته این عدد براى حصر نیست، بلکه فقط از باب بیان نمونه است. ر. ک: پاسخ ۴۱۵۷.

[۹]. جعفری، یعقوب، کوثر، ج ‏۱، ص ۴۰۷- ۴۰۸، بی‌جا، بی‌تا.

[۱۰]. بانو امین، سیده نصرت، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج ‏۲، ص ۱۴۲، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش.

[۱۱]. ر. ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱، ص ۴۳۶.

[۱۲]. همان.

[۱۳]. کاشانی، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ج ‏۱، ص ۳۴۳، تهران، کتابفروشی محمد حسن علمی، ۱۳۳۶ش.

[۱۴]. ر. ک: مجمع مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱، ص ۴۳۶؛ فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج‏ ۴، ص ۱۳۰، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق؛ رشیدالدین میبدی، احمد بن ابی سعد، کشف الأسرار و عده الأبرار، تحقیق، حکمت‏، علی اصغر، ج ‏۱، ص ۴۱۸، تهران، امیر کبیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۱ش.

[۱۵]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏۱، ص ۳۵۳، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.

[۱۶]. طالقانی، سید محمود، پرتوی از قرآن، ج ‏۲، ص ۲۳، تهران، شرکت سهامی انتشار، چاپ چهارم، ۱۳۶۲ش.