پاسخ به این سوال اساسی را با طرح عناوین ذیل پی می گیریم :

۱ – معنای «اصحاب»

الف درلغت : اصحاب جمع «صحب و صحابه» جمع صاحب به منای همراه و ملازم است آیه تخت در سوره فیل چنین می خوانیم «الم تر کیف فعل ربک با اصحاب الفیل» یعنی آیا ندیدی پروردرگارت با همراهان فیل چگونه رفتار نمود؟ و یا در آیه هشتاد و دوم سوره بقره اینگونه می فرماید : « والذین امنوا و عملو الصالحات اولئک اصحابه الجنه» یعنی « و ای کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند آنان همراهان بهشت خواهند بود.»

ب در اصطلاح : با وجود آنکه واژه های «اصحاب، صحابه صحابی و صَحب» به همراهان پیامبر (ص) اطلاق می شود اما در اینکه چه میزان همراهی و ملازمت با پیامبر (ص) لازم است تا یک فرد از اصحاب به شمار آید در میان دانشمندان اهل سنت اختلاف است. عده ای معتقدند : اصحاب رسول خدا هر کسی است که یک ماه یا یک روز یا حتی یک ساعت با او مصاحبت داشته یا او را دیده است.[۲] و عده‌ای دیگر بر این باورند : هر کس از مسلمانان آن حضرت را دیده است از اصحاب این حضرت است. [۳] و برخی چنین می گویند : گرچه مفهوم لغوی صحابه عام است ولی عرف امت این واژه را تنها به کسانی اطلاق می کند که مدت قابل ملاحظه ای با آن حضرت مصاحبت داشته اند ؛ نه کسی که تنها یک ساعت در خدمتش بوده یا چند قدم با او گام برداشته یا حدیثی از آن حضرت شنیده است.[۴] و بالاخره بعضی دیگر اینگوه تعریف می کنند ؛ صحابه کسی است که به مدت یک یا دو سال با پیامبر (ص) بوده و همراه وی در یک یا دو نبرد شرکت داشته و جنگیده است. [۵] به هر حال صحابه را با هر یک از این تعاریف یا تعاریف دیگری که از ذکر آنها به دلیل طولانی شدن بحث خودداری کردیک ، مطابق بدانیم اولاً عدالت تمام صحابه از نگاه اهل سنت یک اصل مسلم پذیرفته شده است به این معنا که هر کس از صحابه پیامبر (ص) باشد عادل است. [۶] و این قداست به حدی است که موجب شده برخی تندرو آن چنین بگویند : « هرگاه کسی را دیدی که به یکی از اصحاب پیغمبر (ص) خرده گیری می کند بدان که او زندیق (کافر) است» (الاصابه ابن حجر / ج ۱ / ص ۱۷ به نقل از ابوزرعه رازی) و یا اینگونه تصریح کنند و خدا بر امت واجب کرده همه آنها را دوست بدارند و پیوسته از خوبی ها و فضایل آنان سخن بوگیند و در برابر جنگ و نزاع هایی که آنها با هم داشتند سکوت کنند! [۷] و ثانیاً نقدی که بر این نظریه خواهیم نمود با بررسی صحابه ای همراه است که نه یک ساعت ویک روز بلکه مدتی طولانی آن حضرت را دیده و با او مصاحبت داشته اند بنابراین اختلاف در تعریف اصحاب ، بحث اصلی ما را که نقد عملکرد صحابه و ردّ نظریه «عدالت تمامی آنها» است با مشکلی روبرو نمی کند.

۲ – فایده بحث و هدف از آن

نکته مهمی که یادآوری آن ضروری به نظر می رسد فایده و ثمره ای است که این بحث به دنبال دارد. اگر اصحاب را بی استثنا «عادل و منزه» بدانیم در این صورت اگر صحابه ای ادعا نمود پیامبر (ص) بر روی کفش مسح می نمود و یا اینکه در اذانش «حی علی خیر العمل» نمی گفت و … باید با اطمینان کامل به سخنش اعتماد کنیم و اگر تمامی آنها را «فوق انتقاد» باور نمودیم دیگر در مواردی که با هم نزاع داشتند داوری بر معیا حق و محکوم نمودن جبهه باطل بی معنا ولغو خواهد بود چرا که همه آنها عادل و متقی بودند.

اما اگر برخی را (عادل) و بعضی دیگر را «منافق» و غیر عادل دانستیم در این صورت اولاً در دریافت معارف و احکام دین بواسطه اصحاب از هرگونه «سادگی» و «خوش خیالی» دوری نموده ، قبل از پذیرفتن سخن و ادعای آنان زندگیشان را مورد ارزیابی دقیق و نقد جدی قرار می دهیم و ثانیاً با میزان حق اهل حقیقت را در میانشان کشف و آنان را اسوه‌ای حسنه برای خود انتخاب می کنیم و با عبور از اهل باطل خود را از خطر آلودگی عقیده و عمل محافظت می نماییم.

۳ – «اصحاب» از دیدگاه شیعه

شیعه معتقد است که در میان اصحاب پیامبر (ص) افراد بسیاری بودند که برای حفظ و اعتلای دین اسلام از جان و مال و نزدیکان خود گذشتند برخی از آنان به فیض عظیم شهادت نائل گشتند و برخی دیگر انتظار شهادت عمرشان را سپری کردند و تا آخرین نفس به جهاد نفس و اصلاح جامعه پرداختند. آری چنین افرادی که رشد یافته مکتب وحی بودند، برای همیشه تاریخ مایه مباهات و افتخار بشریت هستند و هر مسلمانی احترام و بزرگداشت اینگونه اصحاب والامقام را بر خود واجب می داند.

با این وجود در صدر اسلام، کسان دیگر نیز بودند که تنها نام (صحابه) را یدک می‌کشیدند اما با رفتاری منافقانه ضربه های جبران ناپذیری را بر اسلام و مسلمانان وارد می نمودند.[۸] به همین خاطر شیعه ملاک را برای ارزیابی و ارزشگذاری همه انسانها حتی اصحاب پیامبر(ص) «عمل» و «تقوی» می د اند : ان اکرمکم عندالله اتقیکم … همانا گرامی ترین شما نزد خدا با تقوی ترین شماست.(حجرات/۱۳)

کل نفس بما کسبت رهینه (المدثر / ۳۸) : هر کسی در گرو آنچیزی است که کسب نموده است.

نه صرف دیدن پیامبر (ص) و صحابه او بودن. لذا همه آنان در یک سطح از مقام و منزلت و احترام نیستند.

در اینجا دلائل این اعتقاد را با رعایت اختصار ذکر می کنیم :

۱ – قرآن کریم

در منطق وحی و معجزه جاوید صحابه رسول خدا (ص) به پنج گروه تقسیم می شوند [۹]

الف :‌(پاکان و صالحان) : آنان همان پیشتازان عرصه ایمانند که گوی سبق را در پذیرش دین حق از همه ربودند و هم ایشان از خدا راضی بودند و هم خداوند از آنان راضی بود و بهشت ابدی را برایشان وعده داد. در آیه ۱۰۰ سوره توبه می خوانیم. پیشروان نخستین از مهاجرین و انصار و کسانی که به نیکی پیرویشان کردند خداوند از آنان راضی است و ایاشن از خدا راضی اند خداوند برای ایشان بهشتهایی آ«اده کرده که در دامنه آنها جویها روان است و تا ابد در آن جاودانند و این خود کامیابی بزرگی است به برخی نکاتی که از آیه شریفه فهمیده می شود بدین شرح است:

۱ – منظور از «سابقون اوّلون» طبقه اول از مسلمانان صدر اسلام است که در ایمان و نصرت پیامبر (ص) و هجرت بر دیگران پیشی گرفتند بنابراین ستایش خداوند از ایشان و برتری دادن آنان بر دیگران به خاطر سبقتشان در ایمان و بر پا کردن پایه های دین است [۱۰]

۲ – در آیه شریفه مؤمنان راستین و به دور از نفاق از ابتدای طلوع اسلام تا روز قیامت سه دسته اند : سابقینی که مهاجر بودند (کسانی که به حبشه و مدینه هجرت نمودند)، سابقینی که انصار بودند (آنان که در مدینه پیامبر (ص) را یاری نمودند و او و مهاجرین با آن حضرت را در شهر و خانه های خود منزل دادند او از دین خدا دفاع کردند)، تابعین و پیروی کنندگان از سابقین (همان ج / ص ۵۰۵)

۳ – در آیه شریفه تمامی مهاجرین و انصار مد نظر نیستند چر که به گواهی خود قرآن عده ای از آنها بیمار دل و ذهن بین بودند و تحت تأثیر سم پاشی های منافقین قرار می گرفتند عده ای دیگر فاسق بودند و نیز برخی از ایشان کسانی بودند که رسول خدا (ص) از عمل آنان بیزاری جست پس معنا  ندارد که خداوند از کسانی راضی باشد که خودش آنها را به این عناوین (فاسق، بیماردل) یادکرده است.(همان ج / ص ۵۰۷)

 

ب- مومنان خطاکار: کسانی بودن که با وجود ایمان و عمل صالح ، لغزشهایی هم داشتن و به تعبیر قرآن عمل صالح و نا صالح را بهم آمیخته بودن اما به گناه خود اعتراف داشتند و خداوند هم آنان را به عفو و بخشایش خویش امیدوار ساخته است. در آیه ۱۰۲ سوره توبه  می فرماید : و گروه دیگر کسانی هستند که به گناهانشان اعتراف کردن عمل صالح و نا صالح را به هم آمیختند امید است که خداوند توبه آنها را بپذیرد [۱۱] 

 

ج) افراد آلوده به گناه : خداوند از این عده با عنوان (فاسق) یادکرده و دستور داده خبر هیچ فاسقی را بدون تحقیق و تفحص نپذیرید در سوره حجرات آیه ۶ آمده است :

«ای کسانی که ایمان آورده اید اگر فاسقی خبری مهم برای شما آورد خبرش را تحقیق و پیرامون آن بحث و فحص کنید تا به حقیقت آن واقف شوید تا مبادا بدون جهت و به نادانی بر سر قومی بتازید و بعد از رفتاری که به آنان کردیده‌اید پشیمان شوید.» [۱۲]

در میان مفسّران شیعه و سنی معروف است که شأن نزول این آیه درباره «ولیدبن عقبه» است. روزی پیامبر اکرم (ص) وی را با گروهی برای جمع آوری زکات طایفه (بین المصطلق) فرستاد ولید بر گشت و گفت : ا ینها حاضر به پرداخت زکات نیستند و بر ضد اسلامی قیام کرده اند گروهی از مسلمانان سخن او را باور کردند و آماده نبرد با آن طایفه شدند در این هنگام این آیه شریفه نازل شد و به مسلمانان دستور داد که اگر یک فرد «فاسق» خبری برای شما آورد تحقیق کنید تا مبادا گورهی را به خاطر آن خبر فاسق گرفتار سازید و از کرده خود پشیمان شوید.

پس از نزول این آیه و تحقیق از صحت و ستم خبر ، معلوم شد که طایفه بنی المصطلق افراد مؤمنی هستند که به استقبال ولید آمده بودند اما چون ولید با آنها خصومتی داشت همین را بهانه کرده و آن خبر دروغ را در میان مسلمانان منتشر نموده بود.

 

د) مسلمانان ظاهری : در میان مسلمانان صدر اسلام کسانی بودند که هنوز ایمان در اعماق جانشان رسوخ نکرده بود به همین خاطر خداوند به آنان دستور می دهد که خود را مسلمان بدانند نه مؤمن. آیه ۱۴ سوره حجرات اینگونه به این مطلب اشاره می کند : «اعراب «برخی عربهای بادیه نشین» گفتند : ایمان آوردیم « و ادعای ایمان می کنند» بگو : نه ،‌هنوز ایمان نیاوردید بلکه بگویید اسلام آوردیم و هنوز ایمان در قلبهای شما وارد نشده است…»[۱۳]

 

هـ ) منافقان و بیمار دلان : در بلابلای مؤمنا، چهره های دو رو و نقاب زده ای بودند که با قالب دین و روح نفاق و به صورت شناخته شده و گاه نا شناخته سعی در تفرقه و کارشکنی و ایجاد مانع بر ضد مسلمانان و ضربه بر پیکر اسلام نو ظهور داشتند و متأسفانه افراد «ضعیف الأیمان» و به تعبیر قرآن «بیمار دلانی» هم بودند که سادگی و نادانی آنها مورد سوء استفاده منافقان کراشکن قرار می گرفت. آیات ذیل شاهدی بر این ادعا هستند :

– منافقان شناخته شده : (ای پیامبر) آنگاه که منافقان نزد تو امدند و گفتند : ما گواهی